خرید بک لینک

چیزی که بیشتر از همهمنو از دیروز درگیر کرده اینه که من این مسئله رو واقعا فراموش کرده بودم. واقعارهاش کرده بودم و نمیتونم بپذریم که بدون هیچ حساب و کتابی، بعد از یکسال دوبارهتو همون برحه از زمان بیاد جلوم.

دروغ چرا، اصلا من به یهدلیل دیگه رفته بودم. به یه دلیل کاملا متفاوت. ولی... دنیا خیلی کوچیکه...

به اتفاق خاصی فکرنمیکنم. قرار هم نیست اتفاق خاصی بیفته. فقط تکرار شدنش خیلی عجیب بود...


دوباره اوناسترس سراغم اومد. استرسی که ناشی از فرق یه اتاق روشن با یه اتاق تاریکه. فرق یهاتاق روشن با یه اتاق تاریک اینه که وقتی توی اتاق روشن هستی، تمام اجزا رو میبینی،شاید بعضی چیزا ناامیدت کنه و بعضی چیزها از صمیم قلب خوشحالت کنه. ولی وقتیمیخوای وارد یه اتاق تاریک بشی (که بالاخره قراره روشن بشه)، هنوز اجزا رو ندیدی،هیچ تصوری از چیزی که قراره ببینی نداری، اگه اتاق روشن بشه ممکنه همه چی عالیباشه یا به شدت ناامید کننده.



برچسب: نویسنده: نگار تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1391 ساعت: 3:37

صفحه بندی