خرید بک لینک


درد ِ مرا

شمـعـے مـے فهمد

که بـراے دیدن ِ یـکـــ چیز ِ دیـگر

آتـشش مـے زنـند…

"عـلیـرضا روشـن"



روز پاییزی میلاد تو در یادمهست  / روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

ناله ی ناخوش از شاخه جداماندن من / در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

تلخی فاصله ها نیز به یادتمانده ست  / نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

یادم هست …. یادت نیست

 

خواب روزانه اگر در خورتقدیر نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در، یادت نیست

من به خط و خبری از تو قناعتکردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

عطش خشک تو بر ریگ بیابانماسید / کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست

تو که خود سوزی هر شب پره رامی فهمی / باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

تو به دل ریختگان چشم نداریبیدل / آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

یادم هست …. یادت نیست

 درد

برچسب: نویسنده: نگار تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1391 ساعت: 3:45

صفحه بندی